أبو العباس فضل بن محمد اللوكري
103
شرح قصيده اسرار الحكمة ( فارسى )
پس اينجا جبلّت مردم آن است كه وهم را به قوّت مقدّمات اولى منطقى بشكند و قهر كند و به او التفات نكند و به حكم مقدّمات اوّلى اندر آويزد ، و هر چند وهم كاذب معاودت همىكند و او مقدّمات اوّلى را پيش هم آرد و بر وهم مىگمارد و او را معلوم مىكند كه اين نتيجه حقّ است ، و از اين اوّليات لازم آمده است و خلاف اين خلاف است ، و محال است تا بدين سبب حقّ در نفس مردم مقرّر « 1 » گردد و وهم كاذب از وى گسسته گردد ، و چون بر اين قاعده همىرود به حقّ رسد از عالم هوا و هوان نجات يابد و خلاص شود . ان شاء اللّه . بدان اى برادر مجتهد در طلب حق [ و ] مقتصد « 2 » در صحبت خلق كه اين نظم و تأليف جمع كردم از جوامع نكت و عيون علم حكمت . چندان كه بضاعتى باشد كافى مر مبتدى را و رأس مالى بود وافى مر منتهى را . چنان كه چون اين قدر بدانى و حفظ كنى و در ضبط آورى سبب سلبى گردد مر تو را ، به تحصيل كتب كبار از علم حكمت . و عهد من بر تو و وصيّت من و وثيقت من بر تو به نزديك تو آن است كه اين تأليف را به نامستحقان ندهى كه بر او ستم كرده باشى و از مستحقان باز مدارى كه هم ستم كرده باشى . و چون كسى يا بى و اهل باشد مر اين را به دل كنى و او را معين باشى در تصوّر و ضبط كردن اين تأليف . تا مگر آنكه نداند بياموزد از آنكه داند و هر دوان را خلاص و نجات باشد از عالم كون و فساد و هوا و هوان . ان شاء اللّه تعالى وحده و كلّ ميسّر لما خلق له . تمّ الكتاب اسرار الحكمه بعون اللّه و حسن توفيقه
--> ( 1 ) . در اصل : كلمهاى شبيه ، متور كه مفهوم نيست . ( 2 ) . مقتصد به معنى ميانه رو در صحبت با مردم .